محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
328
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
شرح و تفسير ( كبس الأرض على مور أمواج مستفحلة و لجج بحار زاخرة ) خداوند پس از آفرينش زمين آن را به زيردريايى خروشان فرو برد . برخى از شارحان گفتهاند منظور از « كبس الأرض » آفرينش و پيدايش آن است . « 1 » اين تفسير خلاف ظاهر عبارت است . شيخ محمد عبده مىگويد : « اصل اين تعبير به اين صورت بوده است : كبس بها الموج . اما امام عليه السّلام از ابزار به جاى مفعول استفاده كرده است . » « 2 » منظور عبده از ابزار ، همان زمين است و منظور از مفعول همان موج است . اين به آن معنى است كه زمين پيش از فرو رفتن زيرآب وجود داشته است . ( تلتطم أواذيّ أمواجها و تصطفق متقاذفات أثباجها و ترغو زبدا كالفحول عند هياجها ) معناى واژگان مشكل اين بند در بخش واژهشناسى گذشت و شرح و تفسير اضافهاى در اينجا وجود ندارد . ( فخضع جماح الماء المتلاطم لثقل حملها و سكن هيج ارتمائه إذ وطئته بكلكلها و ذلّ مستخذيا إذ تمعّكت عليه بكواهلها فأصبح بعد اصطخاب أمواجه ساجيا مقهورا و في حكمة الذّلّ منقادا أسيرا ) فرورفتن زمين به زير درياها به آسانى و سادگى صورت گرفت و سپس خروش درياها آرام گرديد . امام عليه السّلام از آرامش درياها با عبارت ذلت و خضوع و اسارت و انقياد ياد مىكند : « و سكنت الأرض مدحوّة » زمين همانند يك تخممرغ گشت . در كتابهاى لغت آمده است كه « مدحى
--> ( 1 ) . شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد : 6 / 438 . ( 2 ) . شرح نهج البلاغه ، محمد عبده : 1 / 173 .